نارسیس رایانه

نقد و بررسی Beyond: Two Souls

اثراتی که سینما، یا به عبارت دقیق تر، هنر هفتم این روزها بر مخاطبین بی شمار خود گذاشته، غیر قابل انکار است. ساخت عناوین با کیفیتی که طی چند سال اخیر در هالیوود صورت گرفته، باعث شده تا ردپای جلوه های سینمایی را در بیشتر شاخه های سرگرمی، از جمله صنعت بازیسازی به وضوح ببینیم. سازندگان خلاق، به راحتی می توانند از نماها و سکانس های سینمایی بهره ببرند و برای هر چه بهتر شدن محصولات خود، دست به دامن جلوه های سینمایی شوند. نه تنها کسی مخالف این تفکر نیست، بلکه این سکانس ها از تأثیرگذارترین لحظات در بسیاری از عناوین بزرگ و کوچک این نسل بوده اند.

دیوید کیج (David Cage) یکی از همین دسته بازیسازان صاحب نام است که علاقه شدیدش به سینما و هنرنمایی های پرده نقره ای مشهود است. او که به هیچ وجه نمی تواند خواسته ها و علایق شخصی خود را پنهان کند، یک سری از سینمایی ترین آثار هنر هشتم (صنعت بازیسازی) را به نام خود ثبت کرده است. Fahrenheit بازی نسل ششمی وی، بی شک یکی از برجسته ترین آثار سبک ماجراجویی در طول چند سال اخیر است، اما نباید آخرین کار او، یعنی Heavy Rain را نادیده گرفت. اکنون Beyond: Two Souls آخرین حرکت از سوی این بازیساز خلاق است که به قصد از میان برداشتن حد و مرزهای صنعت بازیسازی و فیلم های سینمایی راهی بازار شده است.

Click this bar to view the original image of 640x530px.



داستان

به راستی که داستان سرایی و نحوه روایت آن مهمترین مشخصه در آثار نیمه سینمایی دیوید کیج است. اغلب کارشناسان و صاحب نظران، عناوین او را سناریوهای تعاملی می دانند تا یک بازی کامپیوتری. این مقوله به قدری برای او مهم است که به عقیده برخی، تمرکز بیش از حد کیج بر داستان سرایی، باعث غفلت از گیم پلی و نقش پررنگ آن می شود تا جایی که عناوین او دیگر از جرگه بازی های کامپیوتری خارج می شوند. آثار کیج در نسل های گذشته، همگی دارای داستانی غنی و روایتی مجذوب کننده بودند و Beyond نیز از این قائده مستثنی نیست، اما تفاوت هایی با عناوین مذکور دارد که موجب تجربه ای متفاوت می شود.
سناریوی داستانی حول محور شخصیت جدیدی به نام جودی هلمز (Jodie Holmes) و توانایی های ماورایی او می گردد و بر خلاف بازی های گذشته کیج که بخش کوتاهی از زندگی شخصیت های اصلی را روایت می کرد، اینبار از ۸ سالگی جودی آغاز و طی یک بازه زمانی ۱۵ ساله ادامه می یابد. او از همان ابتدای خردسالی، یک کودک استثنایی است که با دوست نامرئی خود که نامش را آیدن (Aiden) گذاشته، زندگی می کند. پدر و مادرش که متوجه تفاوت های کودکان هم سن و سال جودی و فرزند خود می شوند، طی یک سری جلسات مشاوره، تصمیم می گیرند تا دختر خود را به یک مرکز روانی وابسته به دولت انتقال دهند.

Click this bar to view the original image of 640x360px.

به این ترتیب، پرونده رسیدگی به وضعیت جودی زیر نظر دانشمندی بنام نیتن داکینز (Nathan Dawkins)* آغاز می شود و او طی چند جلسه آزمایش، متوجه می شود که توانایی های جودی بسیار فراتر از آن چیزی است که انتظارش را داشته است. این سازمان که به دنبال کشف استعدادهای درخشان برای همکاری با CIA هم هست با تقویت توانمندی های جودی مقدمات حضور او را به تیم های عملیاتی CIA فراهم می کند. حضور جودی در CIA و آموزش های نظامی ای که می بیند، از او یک شخصیت مقاوم می سازد که هم از نظر جسمانی و هم ماورایی بسیار پرقدرت است.

البته طی عملیات هایی که او در قالب گروه های عملیاتی سازمان CIA در نقاط مختلف جهان حضور میابد، با شخصیت های جدید و بعضاً تأثیرگذاری بر روند داستانی آشنا می شود، اما متوجه می شود که اهداف این سازمان با ارزش های او مغایر هستند. به همین دلیل، تصمیم به فرار گرفته و پس از آن مورد تعقیب نیروهای دولتی قرار می گیرد. بطور کلی، سناریوی Beyond همچون عناوین گذشته استودیوی Quantic Dream بسیار دلچسب و مهیج است. شخصیت پردازی قدرتمند، روایت معتدل در یک برهه زمانی مفصل از زندگی جودی و پرداختن به برخی جزئیات، مانند تفریحات دوران کودکی او و مواردی از این قبیل، به علاوه روابطش با آیدن و از طرفی حس پدرانه نیتن، همگی نقاط عطف داستانی در سفری حماسی هستند که به همراه جودی هلمز آغاز می شود.

Click this bar to view the original image of 640x275px.



گرافیک

یکی از نقاط قوت آثار Quantic Dream که همواره مورد استقبال علاقه مندان قرار می گیرد، گرافیک و جنبه های بصری عناوین آن هاست که همگی در زمان خود یک گام به جلو قدم برداشته اند. شاید دلیل عمده آن هم، ساخت بازی به صورت انحصاری برای PS3 باشد که به خوبی توانسته اند از تمام قدرت این کنسول استفاده کنند. Beyond* با استفاده از موتور گرافیکی کاملاً جدیدی ساخته شده که متعلق به نسل بعد است، اما هنوز هویت آن فاش نشده است. مهمترین نکته گرافیکی این بازی، کیفیت صورت و انیمیشن های شخصیت ها است که از ۳۰۰۰۰ چندضلعی (Polygon) در طراحی آنان استفاده شده است.
چنین کیفیتی، چشمان هر بازیکنی را مدت ها به خود خیره می کند. حتی اجسامی نظیر درها و پنجره ها نیز دارای انیمیشن های مخصوص به خود هستند. آنچه که در چهره پردازی شخصیت های بسیار مورد توجه سازندگان قرار داشته، احساسات و عواطف مختلف انسانی است که به لطف بهری گیری از تکنولوژی Motion Capture* و استفاده از هنرپیشگان درجه یک هالیوودی، در واقعی ترین شکل ممکن صورت گرفته اند. به طوریکه گاه، احساس می کنید که در حال تماشای یک فیلم سینمایی با هنرمندی الن پیج (Ellen Page)* هستید. از سوی دیگر، کیفیت فوق العاده میان پرده ها و سکانس های سینمایی است که در واقع فاصله میان بازی های کامپیوتری و فیلم های سینمایی را تا حدود زیادی کاهش می دهد.

Click this bar to view the original image of 640x360px.

Beyond در سایر ابعاد تکنیکی نیز حرف های زیادی برای گفتن دارد. استفاده از یک سری تکنیک ها و تکنولوژی های نسل بعدی در نورپردازی و سایه زنی، کمک شایانی به هر چه زیباتر جلوه دادن بازی، به خصوص در شب و مراحل تاریک کرده است. ظرافت کار سازندگان در سایه زنی نیز با وجود سایه های داینامیک آیتم های مختلف، کاملاً مشهود است. طراحی محیط و اتسمفر گیرای آن نیز از دیگر موارد مورد توجه در این زمینه است که به جرأت می توان گفت که فراتر از بسیاری از عناوین این نسل انجام شده است. این بدان معناست که به خوبی می توانید تفاوت های بین دنیای انسان ها و ماورا را احساس کنید.

علاوه بر طراحی تأثیرگذار، از تنوع بالای مراحل و لوکیشن ها نیز نمی توان چشم پوشی کرد. در بازی به نقاط مختلفی از جهان فرستاده می شوید که هر کدام با جغرافیای مخصوص به خود طراحی شده اند. از جنگل های انبوه گرفته تا بیابان های خشک آفریقا که تنها بخشی از مراحل بازی هستند. در هر مکانی که باشید، به خوبی می توانید از کیفیت بافت ها و میزان جزئیات محیط و خلاقیت در طراحی محیط لذت ببرید و به این بیندیشید که با وجود چنین عناوینی چه نیازی به نسل بعد است. هر چند که نتیجه کار، همچون نمایش های نخستین بازی در E 2012 بی همتا نیست، اما Beyond همچنان بهترین اثر Quantic Dream به لحاظ گرافیک در نسل هفتم است و حقیقتاً هیچگونه مشکل خاصی در این زمینه به چشم نمی خورد.

Click this bar to view the original image of 640x360px.



موسیقی/صداگذاری

دیوید کیج به خوبی نشان داده که صرفاً به دنبال جلوه های بصری نیست و از نظر سمعی نیز طالب خلق فضاهای تأثیرگذار است. عملکرد سینمایی گونه، تم اصلی Beyond در زمینه موسیقی و صداگذاری است. به واقع، همه چیز در این زمینه مانند یک فیلم سینمایی یا یک سریال تلویزیونی انجام شده است. تعداد زیاد دیالوگ ها و نحوه انتخاب آن ها، فراتر از یک بازی کامپیوتری است. صداگذاری شخصیت ها به طور همزمان توسط هنرپیشگان آن ها انجام شده و این ویژگی اثر بسیار مثبتی بر روند بازی گذاشته است. تمامی حالات انسانی را می توانید از تن صدای شخصیت ها احساس کنید. سایر افکت های صوتی نظیر صدای شلیک گلوله ها، وسایل نقلیه و حتی درگیری های تن به تن، شرایط مشابهی دارند و بر هیجانات بازی می افزایند. همچنین به هنگام صحنه های حساس QTE صدای خاصی پخش می شود که به نوعی زنگ خطر شما برای انجام یک اقدام سریع است.
نکته ای که در این زمینه وجود دارد، مربوط به بخش های ماورایی و کنترل شخصیت آیدن می شود. به هنگام کنترل او، وضعیت دگرگون می شود و افکت های صوتی ممتدی به گوش می رسند که نشانگر فضای غیر مادی او هستند. موسیقی در Beyond* از اهمیت بالایی برای سازندگان برخوردار بوده است. گروه مجربی که در رأس آن ها نورماند کوربیل (Normand Corbeil) مرحوم قرار داشت و هانس زیمر (Hans Zimmer) و لورن بلف (Lorne Balfe) راهش را ادامه دادند، همگی وظایف خود را به نحو احسنت انجام داده اند و قطعات حماسی و به یاد ماندنی ای را برای این بازی خلق کرده اند. البته مثل فیلم ها، اغلب به هنگام لحظات حساس و سکانس های سینمایی است که موسیقی پخش می شود و در شرایط عادی به نسبت به گوش می رسند. آنچه که مسلم است، تأثیرات موسیقی و صداگذاری بر یک اثر سینمایی است که به خوبی در Beyond احساس می شود.

Click this bar to view the original image of 640x360px.



گیم پلی

هنگام عرضه HR، اکثر کارشناسان عقیده داشتند که اثر جدید دیوید کیج دیگر در قالب یک بازی کامپیوتری قرار نمی گیرد. به همین دلیل، تناقض بسیاری در نظرات آن ها بوجود آمد. عده ای ایده های جدید و افکار خلاقانه وی را ستودند، گروهی هم به مخالفت با سیاست های افراطی و سینمایی گرایی های او برخاستند و اعتقاد داشتند آنچه که وجه تمایز یک بازی کامپیوتری از یک فیلم سینمایی می شود (گیم پلی) در HR نادیده گرفته شده است. با این وجود، او دلسرد نشده و حرکت جدیدی را برای به اثبات رساندن افکار خود در Beyond آغاز نمود. کیج علاوه بر آنکه یک بازیساز خلاق است، یک کارگردان مجرب هم محسوب می شود، زیرا در آثار او بیش از آنکه بازی کنید، باید به تماشای سکانس های سینمایی و هیجان انگیز نشسته و تنقلات میل کنید.
کنترل شخصیت اصلی، همچنان از نمای سوم-شخص دنبال می شود، با این تفاوت که آزادی عمل بیشتری به بازیکن داده شده است. اینبار تصمیم گیری های شما برای به حرکت درآوردن شخصیت ها، به فشردن چند کلید خلاصه نمی شود و خود می توانید جودی را به جهات مختلف به حرکت درآورید یا فرمان هدایت وسایل نقلیه را در دست بگیرید. البته عوامل محدود کننده فیزیکی محیطی بر تصمیم گیری های شما تأثیرگذار هستند، اما به محضی که کنترل آیدن را به دست می گیرید، تمامی محدودیت ها برداشته می شوند و می توانید به هر سمتی که خواستید، حرکت کرده و از هر مانعی عبور کنید.

Click this bar to view the original image of 640x360px.

البته نباید از محدوده مشخصی که جودی در آن قرار دارد، فراتر بروید و صرفاً می توانید در اطراف او به پرواز درآیید و روی محیط تأثیر بگذارید. به نوعی می توان گفت که آیتم های تعاملی آیدن به مراتب بیشتر از جودی هستند، اما نحوه کنترل او نیز متفاوت است و مسلط شدن بر آن کمی زمانبر خواهد بود. به وسیله آیدن می توانید کارهایی که جودی نمی تواند از پس آن ها برآید را انجام دهید و به او کمک کنید. به عنوان مثال، یکی از ویژگی مهم او امکان تسخیر دشمنان است که از این طریق، آن ها را به انجام اقداماتی علیه خودشان ترغیب می کند. گزینه هایی که به هنگام کنترل آیدن وجود دارند، بسیار زیاد هستند و انتخاب های اینچنینی باعث می شوند تا تجربه هر کس از این بازی شخصی سازی شود و ارزش تکرار آن بالا رود. بازی به صورت خطی دنبال می شود و کلیت گیم پلی همچنان بر تعامل محیط و اجسام تمرکز دارد.

چیزی به نام هدف وجود ندارد، بلکه تمامی نقاط موثر بر روند گیم پلی، با کلید از پیش تعیین شده است. صحنه های QTE همچنان اصلی ترین هدف شما در گیم پلی محسوب می شود، اما به همان مقدار باید از آنالوگ های کنترلر هم استفاده کرد. سیستم مبارزه ای نسبتاً جدیدی هم که در Beyond وجود دارد که آن را یک پله نسبت به گیم پلی HR بالاتر می برد. همچنان باید در حساس ترین لحظه ممکن، در قالب سکانس های سینمایی، کلید صحیح را انتخاب کنید و یک اشتباه می تواند به آخرین اشتباه شما تبدیل شود. در نهایت، باید به حل معماها اشاره کرد که اغلب برای آیدن طراحی شده اند و دیگر آن پیچیدگی آثار گذشته کیج را ندارند و با کمی تذکر و استفاده از قدرت های ماورایی او می توانید از آن ها عبور کنید. باید اعتراف کرد که Optionهای موجود در گیم پلی Beyond بیشتر از آثار گذشته Quantic Dream هستند، اما همچنان انتظارات برای آن دسته از علاقه مندانی که به دنبال تحول در گیم پلی بازی های این استودیو بودند، برآورده نشده است.

Click this bar to view the original image of 610x260px.



نتیجه گیری

شاید سال ها بعد، از دیوید کیج به عنوان یکی از فعالان عرصه بازی های سینمایی یاد و تقدیر شود، اما آنچه مسلم است، ایده ها و افکار جاه طلبانه او فعلاً پذیرای عموم صنعت بازیسازی نیست و همچنان تناقض در بازخوردهای کارهای او دیده می شود. با این وجود، Beyond همچنان می تواند برای علاقه مندان به بازی های هالیوودی و طرفداران خاص بازی های دیوید کیج، یک تجربه متفاوت دیگر باشد که این روزها به هر کسی می توان پیشنهاد کرد.

Click this bar to view the original image of 668x376px.



نویسنده: علی رضایی

اشتراک گذاری در FaceBook اشتراک گذاری در Twitter google +