نارسیس رایانه

نقد و بررسی Remember Me

ذهن انسان، ساختار بسیار پیچیده و شگفت انگیزی دارد. رازهای زیادی را شامل می شود که درک آن ها بسیار سخت است و گاهی اوقات قدرتی به انسان می دهد که نمی توان آن را نادیده گرفت. همه ما با خاطراتی که در ذهنمان نقش می بندند، زندگی می کنیم. اتفاقات بد و خوب، خانه ای برای خودشان در ذهن ما خلق می کنند و برای همیشه با ما خواهند ماند. قدرت اصلی هر انسان نیز خاطرات او به حساب می* آیند. چیزهایی که به وسیله آن ها می توانیم کارهای آینده خودمان را برنامه ریزی کنیم. اولین هدیه ای که دریافت کرده اید، اولین نمره ۲۰ در مدرسه و یا اولین بازی ای که انجام داده اید، همگی به مرور زمان شخصیت شما را تشکیل می دهند. خاطره ها هویت ما را می سازند و به همین دلیل تمام انسان ها با هم متفاوت هستند. ذهن انسان ها مانند صندوقی می ماند که نباید درب آن را برای کسی بجز خود باز کرد. بهتر است که برخی از درها بسته باقی بمانند و تغییری در آن ها ایجاد نشود. اما اگر کسی بتواند قدرت این کار را پیدا کند، چه خواهد شد؟ بدون شک، با چنین تکنولوژی ای خیلی ها می خواهند که خاطرات بد را از ذهنشان پاک کنند و جای آن را با چیزی زیباتر عوض کنند. آیا چنین چیزی می تواند موجب رستگاری و نجات انسان ها از دنیایی پر از سختی و دشواری باشد؟ جواب این سوال را در Remember Me به دست خواهید آورد. این بازی اولین عنوان استودیوی فرانسوی DONTNOD Entertainment است که با ایده ای جذاب راهی بازار شده است.

داستان

RM در سال ۲۰۸۴ در شهر Neo-Paris رخ می دهد که همان شهر پاریس با ظاهری بسیار مدرن است. در دنیای این عنوان، کمپانی بزرگی به نام Memorize تکنولوژی ای به نام Sensen را به وجود آورده که به وسیله آن می توان به ذهن افراد نفوذ کرد و آن را تغییر داد و یا خاطرات آن را پاک کرد و افکار جدیدی را جایگزین کرد. تکنولوژی Sensen به سرعت مورد توجه و استفاده مردم قرار می گیرد و دنیا را به تصرف خودش درمی آورد. مردمی که می خواهند از اصل خود فرار کنند و شخصیتی غیر واقعی داشته باشند. این تکنولوژی باعث شده تا کمپانی Memorize قدرت زیادی در کنترل مردم بدست بیاورد، اما در این میان گروهی به نام Errorist شکل می گیرد و سعی می کند تا این کمپانی را از بین ببرد. دلیل اصلی اقدامات این گروه، آن است که تکنولوژی Sensen پس از مدتی مردم را به موجوداتی ضعیف، بی احساس و زامبی-مانند به نام Leaper تبدیل می کند که حتی از حیوانات نیز پست تر می شوند. آن ها در فاضلاب های شهر Neo-Paris زندگی می کنند و رفته رفته تمدن انسانی را فراموش کرده اند. بازی را با دختری به نام نیلین (Nilin) شروع می کنید که یکی از اعضای Errorist است و در ابتدای داستان در زندانی به نام La Bastille حبس شده است. بخش زیادی از حافظه او توسط Memorize از بین رفته و درست در زمانی که برای آخرین بار سعی می کنند تا تمام حافظه او را پاک کنند، توسط فرد مرموزی به نام Edge از زندان فرار می کند.

او به نیلین می گوید که یک دزد حافظه است و توانایی تغییر در ذهن مردم را دارد. نیلین پس از دیدن جماعتی که به Leaper* تبدیل شده اند، تصمیم می گیرد تا این تشکیلات را از بین ببرد، اما در این بین باید به سراغ تک تک افراد کلیدی این کمپانی برود و با بدست آوردن حافظه های آن ها و یا از بین بردنشان، هدف اصلی اش را عملی کند. سوالات زیادی درباره نیلین، Edge و کمپانی Memorize* در بازی وجود دارند که به شکل بسیار غافلگیر کننده ای به آن ها پاسخ داده می شود. داستان RM در ظاهر، شکلی کلیشه ای دارد، اما زمانی که وارد آن می شوید، جذابیت های آن مشاهده می کنید. بازی به شکل خوبی به شخصیت نیلین می پردازد و به همین دلیل می توانید ارتباط خوبی با او برقرار کنید.



گرافیک

RM با استفاده از Unreal Engine 3 ساخته شده و فضایی فوق العاده منحصر به فرد را به نمایش درآورده که باورش کمی سخت است. طراحی هنری بازی عالی از کار درآمده و شما همان چیزی را مشاهده می کنید که باید از یک پاریس آشفته در زمان آینده شاهد باشیم. Draw to Distanceهایی که در آن ها برج ایفل نمایان است و یا میادین و مکان های واقعی ای که به شکل زیبایی در این بازی با معماری مدرن به نمایش درآمده اند، واقعاً جلب توجه می کنند. استفاده از نورهای رنگی، تابلوهای هولوگرافیکی و… باعث شده اند تا حس حضور در آینده به خوبی به وجود بیاید. دنیایی که دستخوش تغییرات زیادی شده و حس واقعی در آن دیده نمی شود. افرادی که به ظاهر خوشحال هستند و سعی می کنند از طریق دستگاه های مختلف برای خود خاطره بخرند، باعث شده تا فضاسازی بسیار تأثیرگذاری را در RM شاهد باشیم. طراحی شخصیت ها در سطح مناسبی است که در این قسمت باید به صورت آن ها اشاره کرد که از جزئیات قابل قبولی بهره می برند. همچنین Mo-Cap بی نقص صورت ها نیز باعث شده تا انیمیشن های خوبی را برای آن ها شاهد باشیم. کیفیت بافت ها نیز جلوه حالت هنری را بیشتر به چشم می آورد. افکت های تصویری خوبی برای RM طراحی شده که در زمان مبارزه ها شاهد آن ها خواهید بود. به هم ریختگی صفحه در زمانی که سلامتی نیلین در خطر است، از نوآوری های جالب توجه این عنوان به حساب می آید. در برخی موارد جزئی، شاهد تأخیر در پردازش بافت ها هم هستیم.



موسیقی/صداگذاری

موسیقی های RM زیبا ساخته شده اند و بسیار تأثیرگذار هستند و باعث ایجاد هیجان بخصوص در مبارزه ها می شوند. قطعات ارکسترال و کلاسیک جالبی برای بازی طراحی شده که فضای هنری فرانسه را به نمایش درمی آورند. آهنگ های این بازی توسط آقای اولیویر دریویر (Olivier Derivière) ساخته شده اند. او قبلاً آهنگسازی Obscure II و Alone in the Dark 2005 را انجام داده که آن ها نیز موفق به اخذ جوایز زیادی شدند و بسیاری از سایت ها موسیقی های او را شگفت انگیز دانستند. روند پخش آهنگ ها بسته به میزان سلامتی نیلین، تغییر می کند. وقتی المان های درهم ریخته را در بازی مشاهده می کنید، موسیقی ها نیز به حالتی هماهنگ با تصویر پخش می شوند. صداگذاری روی شخصیت های بازی نیز از دیگر قسمت های قابل قبول آن به حساب می آید. برای نیلین از صدای کزیا بوروز (Kezia Burrows) *استفاده شده که تجربه خوبی در زمینه بازیگری دارد. یکی از عوامل موثر در جذابیت داستان، دیالوگ های بسیار خوب و نوع گفتار جالب توجه شخصیت ها است.



گیم پلی

RM به عنوان یک بازی اکشن-ماجراجویی المان های نوآورانه زیادی را در خودش جای داده تا ما شاهد کلیشه های مرسوم این سبک نباشیم. یکی از قسمت هایی که از همان لحظات ابتدایی جلب توجه می کند، سیستم فنون چندضرب است که به ۴ گروه اصلی Regen ،Power ،Chain و Cooldown تقسیم می شوند. در زمان استفاده از آن ها به ترتیب کسب سلامتی، میزان صدمه بیشتر، افزایش تأثیر حرکات و شارژ قدرت های S-Pressen را به همراه خواهید داشت. شما در زمان مبارزه ها باید فنون خود را از این قسمت ها انتخاب کنید تا بتوانید با دشمنان بجنگید. این سیستم خلاقانه برای اولین بار در این نسل طراحی شده و باید به DONTNOD برای خلق چنین مکانیزمی آن هم در زمانی که اکثر بازی های اینچنینی گرفتار کلیشه ها شده اند، تبریک گفت. در واقع، شما تمام نیازهایتان را باید از طریق مبارزه ها تأمین کنید. متأسفانه دوربین بازی در برخی درگیری ها نمی تواند زاویه مناسبی را نمایش دهد که در این بین به احتمال زیاد ضربه های زیادی را از دشمنان خواهید خورد. قسمت های پلتفرم و معماهای جالبی هم برای بازی طراحی شده که در بخش های مختلف تنوع خوبی را ایجاد کرده اند. یکی از بخش های کلیدی و بسیار جالب RM مواقعی است که نیلین وارد حافظه افراد مختلف می شود و سعی می کند تا در آن ها تغییر ایجاد کند. در خاطره ها باید به دنبال چند Glitch مشخص باشید و با دستکاری آن ها اتفاقات مختلفی را برای رسیدن هدف خود رقم بزنید.

حتی ممکن است که این تغییر در راستای خواسته شما نباشد و یک ماجرای دیگر را شاهد باشید. گردش در محیط های بسته بازی بسیار جالب توجه است و نوع معماری شهر و فضای مدرنی که در آن حاکم است، نظر شما را به خودش جلب می کند. یکی از انقادهایی که به نظر من بجا نیست و خیلی ها به آن اشاره می کنند، خطی بودن بازی است. شاید RM محدوده کمی از شهر پاریس را به نمایش درآورد و نتوان در آن کارهای زیادی انجام داد، اما ایرادی به آن وارد نیست. این بازی همان قدر خطی است که سایر عناوین هم سبکش می توانند باشند. البته اگر در بازی به بازیکنان فضای بیشتری داده می شد، قطعاً لذت بیشتری از آن می بردیم، اما نمی توان این موضوع را بزرگترین مشکل این عنوان دانست. همچنین بازی از کارگردانی خوبی بهره برده و صحنه های سینمایی آن به شکل جالبی به نمایش داده می شوند.



نتیجه گیری

RM به عنوان اولین کار سازندگانش، یک محصول قابل قبول و یک IP جدید موفق است. انتقادهای زیادی به این بازی می شود که بیشتر آن ها بی مورد هستند. ظاهراً موج خصومت علیه Capcom از Resident Evil 6 شروع شده و همچنان ادامه دارد.


نویسنده: مجید نوردوست

اشتراک گذاری در FaceBook اشتراک گذاری در Twitter google +